برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
سلام.
نمیدونم قبلا اشاره کرده بودم یا نه، ولی واقعا نور به قبرش بباره که گفت: "که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها."
من و آقا مصطفی فراز و نشیب زیاد داریم اما همچنان به این رابطه امیدواریم.
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
سلام.
خیلی ممنون که صفات خدا گونه دارید و علی رغم اینکه ما شاگرد بدی هستیم ( مثل بنده های فراموشکار ) شما معلم خوبی هستید ( درست مثل خدای همیشه مهربون.
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
سلام .
سال نوی شما هم مبارک استاد بزرگوار.
قضیه ی فشار کاری من و مصطفی و خواهرش و خانوادش بنظرم یکجورایی به هم گره خورده.
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
و سلام.
چرا میگید ببخشید؟ من ممنونم که نظرتون رو رک میگید. اتفاقا نیاز به نظرات رک و واقعی دارم تا شوخی و تعارف.
من که گفتم از اول میدونستم نظرتون اینه. حالا ممکنه بگید میدونستی و لجبازی کردی و رفتی جلو؟!
لجبازی ای در کار نبود و قصدم حرف گوش کردن بود. اما خب نشد... سعی کردم و نشد.
حالا وقت توجیه کردن و دلیل آوردن و مظلوم نمایی نیست. من قصد ندارم دست مصطفی رو رها کنم. مگر اینکه خودش بخواد.
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
باز هم سلام.
تا حالا کسی بهتون گفته استعداد اشک در آوردن دارید؟
البته من زیاد شنیدم که اشکم دم مشکمه. :)))
( شوخی کردم)
اصلا نیازی نبود و نیست که حتی یک لحظه بخوام حتی فکر کنم و شک کنم به جنس دوست داشتن و محبت شما. بعضی جنس ها رو با لغات و کلمات و تعابیر معمول نمیشه وصف کرد.
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
سلام.
در طول عمر مبارکم یکبار هم تقلب نکردم. حتی نیم نمره. پس اینبارم تقلب نمیکنم.
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
سلام.
همیشه اولین قدم ها سخت ترین ها هستن. اما انگار چند قدم که راه بری، همه چیز آسون تر میشه. رها کردن سخته اما کی از سختی ها میترسه؟ ما که نمیترسیم.
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
سلام.
بخاطر سردرد عجیبی که رهامنمیکنه خونه نشین شدم. محل کارم نمیذارن سرکار برم و از اینورم دکتر میگه تو خونه بمون و امکانات گرفتن هیچ تستی رو ازم ندارن.
البته چون از علائم فقط سردرد رو دارم یکجورایی احتمال اینکه مبتلا باشم کمه. ولی خب احتیاط شرط عقله.
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری
برچسب:
نویسنده: سپیده جعفری